Skip to content
Aref SaboorAREF SABOOR

«مسلکی» یا «حرفه‌ای»؟

عکس عارف صبور

عارف صبور

خوانشِ ۴ دقیقه‌ای۲۸ سنبلهٔ ۱۴۰۱یادداشت‌ها و اندیشه‌ها · در نوشتن و خواندن
بپسندید!
یک کفِ بلند بزنید!
دیدگاه تان را بنویسید.
هم‌رسانی:
هم‌رسانی در اِکس
هم‌رسانی در لینکداِین
هم‌رسانی در تلگرام
هم‌رسانی در وَتسپ
هم‌رسانی در فیسبوک
لینک را کاپی کنید

احترام به درستیِ زبان، درست‌گویی، درست‌خوانی و درست‌نویسی؛ مسئولیت گویش‌گر آن زبان است. زبان، به مثابه‌ی مادر است. مادر، اولین تجسم انسانیِ آموزگارِ واژه‌های یک زبان ‌است. احترام به آموخته‌ها و مهربانی‌های آموزگار، نیز مسئولیت یک فرزند است!

حساب‌شدن در رده‌ی فرهنگ‌های پیشرفته، بسته‌گی به رعایت روش‌ها و درستیِ زبان در گویش‌گری، خوانش‌گری و نوشتن دارد. زبان، هم‌سنگ زمان به پیش می‌رود، جریان دارد، به‌روز می‌شود و بر اساس یافته‌های حسی، کُنشی و اندیشه‌های جدید، واژه‌ می‌آفریند و با شیوه‌ها‌ی نگارش نوین وارد ساختار زبان می‌گردد. زبان، بر اساس، یافته‌ها، تجربه‌ها و پیشرفت‌های علمی-فناوری، همیشه نطفه‌پذیر و زایشگر واژه است.

رعایت روش‌های معیاری زبان، نه تنها مسئولیت یک گویش‌گر بلکه، نوعی احترام به زبان است؛ زبانی که واژه به واژه، از مادرش آموخته است و تواناگرِ گویشگریِ زبان خود گردیده است.

در وطن ما و شما، باورمندی به عاقلان پیِ نقطعه نمی‌گردند موجب اُفتِ پیشرفت‌ها در زبان گردیده است و دلیل رکود سواد نیز همین جمله است. مردمان این‌جا، بیشتر تکیه بر محتوا و رساندن مطلب - حتی گاهاً محتوا و مطلب نیز به اشتباه برگزیده می‌شود – کرده‌اند. اکثراً به این باورند که (پشتِ کامه و نقطه چه می‌گردی، رساندن مطلب -حتی به اشتباه- مهم است!) هیچ توجهی جدی در زمینه‌ی آرایه‌های زبان و رعایت شیوه‌های نگارش معیاری زبان نشده است و نه فرهنگیان و اهل قلم و زبان، به این مورد توجه کرده‌اند.

وقتی به لوحه‌های شهر و دکان‌ها نگاه می‌کنی، یکسره اشتباه و حتی زننده و به گونه‌ی وحشتناکی شرم‌آور و ناامید کننده است. تا چندسالِ پیش، کسی دنبال جدانویسی و نیم‌فاصله واژه‌ها و رعایت شیوه‌های جدید نگارش نبود، اما امروزه تبدیل به فرهنگ شده است که امیدوار کننده است؛ اما غالباً نَوچه نویسنده‌های ما در جدانویسی نیز افراط می‌کنند. از این همه که بگذریم، موردی که بیشتر توجه مرا جلب کرد، استفاده‌ی غلطِ واژه‌های مسلکی و حرفه‌ای و یا مَسلک و حرفه است.

استفاده‌ی مسلک به جای حرفه، یا مسلکی به جای حرفه‌ای از غلط‌های مشهور است. این غلطی‌است که اکثراً می‌کنند! ابتدا به ریشه‌یابی و معنای درست این دو واژه می‌پردازیم:

معنای مسلک در فرهنگ‌های لغت

لغت‌نامه‌ی دهخدا:

مسلک: [م َ ل َ ] (ع اِ[ راه. مسالک. (منتهی الارب) (اقرب‌الموارد). طریق. محل عبور. خط عبور. (ناظم الاطباء). (منتهی الارب). اسم ظرف است از سلوک که به معنی رفتن باشد. (غیاث). || روش. طریقت. طریقه. (یادداشت مرحوم دهخدا)

هر نبی و هر ولی را مسلکی است

لیک تا حق می‌رود، جمله یکی است

مولوی

بامَسلک؛ دارای راه و روش و خط مشی و طریقه‌ی مشخص . بی‌مسلک؛ فاقد سبک و روش و خط مشی . درویش مسلک؛ صوفی . دارای راه و روش درویشان . ||

فرهنگ‌های لغت عربی:

مسلك در لغت به معنای راه است: المسلک: الطريق (۱) در اصطلاح به مذهب و فرقه و شيوه و مكاتب فكری، عقيدتی و فرهنگی، مسلک گفته می‌شود و در حقيقت به معنای روش و راه فكری و عقيدتی و فرهنگی خاص می‌باشد. به عنوان مثال: مسلک اسلام، مسلک مسيحيت، مسلک فلسفی، مسلک عرفانی، مسلک كلامی و... (خليل بن احمد، العين)

فرهنگ فارسی معین:

مَسلک: (مَ لَ) [ع.] (اِ.) روش، آیین. ج. مسالک. مسلک‌.

زمانی که کتاب‌های عرفان و تصوف می‌خواندم، با واژه‌های سالک و سلوک بیشتر مواجه شده‌ام. حالا بنابر معنایی که در بالا کردیم، عرفان خود یک مسلک است، یعنی یک طریقه است. سالک یا درویش، وقتی در سلوک طریقت خود پابند است، با مسلک و مسلکی است!

حالا دریافتیم که مسلک به اشتباه به جای حرفه و مسلکی به جای حرفه‌ای استفاده شده است و امروزه نیز، این غلط مشهور رایج است.

معنای حرفه در فرهنگ‌های لغت

لغت‌نامه‌ی دهخدا:

حرفة. [ح ِ ف َ ] (ع اِ[ پیشه . (دهار). شغل . حرفت . صناعت که روزی بدان بدست آرند. کار. کسب

امثال: حرفه آموزی از حرقت مفلسی نسوزی. (جامع‌التمثیل)

فرهنگ فارسی معین:

حرفه: (حِ فِ) [ع . حرفة] (اِ.) پیشه، کار.

فرهنگ فارسی عمید:

پیشه، شغل، صناعت، صنعت، عمل، کار، کسب، مشغله.

استفاده واژه‌ی حرفه به جای مسلک اختراع جدید زبان‌شناسان نیست، و یا از ایران و تاجیکستان وارد افغانستان نشده است. از خیلی دیرها، انسان‌ها صاحب پیشه و حرفه و کسب و کار بوده‌اند. امروزه، باور و ذهنیت فاجعه‌باری که بر مغزهای عده‌ای به دانه‌های سرطان تبدیل شده است، اینکه، درست‌نویسی، درست‌گویی و درست‌خوانی، گویی کار ایران است! باورمندی به چنین اندیشه‌ی منحط، نوعی امتیازدهی به نفع سیاسیونی است که از زبان و ادبیات برای مقاصد سیاسی خود استفاده می‌کنند. پس همسایه‌ها‌ی ما اگر درست‌نویس، درست‌گوی و درست‌خوان هستند و ما نباید چنین باشیم! یک دنده‌گی، غیرتمندیِ بی‌معنا و اخلاق کله‌شَخ بودن و این تعصب وحشتناک ما، نه تنها آبشخور سیاسیون است، بلکه فروافتادن در ژرفای عقب‌افتاده‌گی و ذلت بی‌سوادی و کندذهنی و کورمغزی است!

پس حالا کسی که در کارش وارد است و کارش را به خوبی به انجام می‌رساند، مسلکی است یا حرفه‌ای؟ اگر بگوییم مسلکی، پس تمام کارکنان دوایر دولتی، تجارت‌پیشه‌ها، کارکنان سازمان‌ها، همه صوفی و درویش هستند! حالا شما، کارهای تان را مسلکی انجام می‌دهید، یا حرفه‌ای؟ بستگی به سوادِ گزینش‌گری تان دارد!

بپسندید!
یک کفِ بلند بزنید!
دیدگاه تان را بنویسید.
هم‌رسانی:
هم‌رسانی در اِکس
هم‌رسانی در لینکداِین
هم‌رسانی در تلگرام
هم‌رسانی در وَتسپ
هم‌رسانی در فیسبوک
لینک را کاپی کنید

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی نیست، دیدگاه تان را بنویسید!

دیدگاهی و گپی اگر دارید، بنویسید.

نوشته‌های مشابه

بیشتر بخوانید...

خشکه‌ادبیاتی‌ها

این روزها ارزش هر چیزی بسته‌گی به بازار آن دارد. به نرخ روز حرف زدن، به نرخ روز نوشتن، به نرخ روز اندیشیدن، کتاب‌هایی به نرخ روز خواندن، به نرخ روز ظاهر شدن و در کل، هر چیزی به «نرخ روز» مُد شده است.…

بیشتر بخوانید...
بیشتر بخوانید...

شعر، زهر مار است!

زمانی مرا رغبتی بسیار به شعر بود. خوشخیال بودیم و تمام هم و غم ما یک قطعه شعر بود و جهان‌بینی و اندیشیدن ما استوار بر زبان موزون و ناموزون و ادبیات و کتاب‌خوانی و از این زهرمارها... سال‌های 86 و 90،…

بیشتر بخوانید...
بپسندید!
یک کفِ بلند بزنید!
دیدگاه تان را بنویسید.
هم‌رسانی