
اندر باب خواندن و قرائت کردن

عارف صبور
دو نوع خواندن داریم، یکی خواندن با اندیشه است، فعالیت طبیعی مغز که وقتی متنی را میخوانیم با عقده و تنفر و قضاوت و تاختوتاز عجولانه به نویسندهی متن نیست. با این خواندن به فهم درستی از متن میرسیم. مغز دستگاه فیزیکی بسیار سازمان یافته و منطقی است، زمانی شما چیزی را با اندیشه میخوانید خود مغز برای شما ارزش، اهمیت و کیفیت متن را تعیین میکند.
دوم خوانش قرائتی است. خوانش قرائتی، تنها خوانش خالی و بیاندیشهی یک متن است. هدف قرائتگر، صرفاً قرائت متن است و در جستجوی چیزی هست که با باور او سر سازگاری داشته باشد و تا آنجا متن را میپذیرد که به نفع باورش باشد و به خود اجازهی اندیشیدن بیرون از محدودهی باورش را نمیدهد چون اندیشهی خود را مُفت و مجانی به باوری تسلیم کرده است و از اندیشیدن میترسد و فهم او از این خوانش، تا آنجاست که باور او به او اجازه دهد، وقتی متنی در ناسازگاری باورِ یک قرائتگر باشد، واکنش دفاعی و تند از آدرس باور خود نشان میدهد. و اینجاست که باورها، اندیشه را به قتل میرساند!



دیدگاهها
هنوز دیدگاهی نیست، دیدگاه تان را بنویسید!
دیدگاهی و گپی اگر دارید، بنویسید.