
اندر باب «ی» نَکره!

عارف صبور
این نوشته تقدیمِ همه کسانیکه به منطق زبان و درستیِ گفتار و نوشتار توجه و احترام دارند و ادعای باسواد بودن میکنند:
اندر باب ی نَکره!
تا کنون هرچه مجله، نوشته، گزینهی اشعار و گفتار شنیده و خوانده و دیدهام، اکثریت شان اشتباهاند! در افغانستان زبان غالباً فقط در حد انتقال معنا و مفهوم مورد استفاده قرار میگیرد. کمتر کسانی به منطق، درستی، نادرستی و زیبایی دستوری آن اهمیت قائل میشوند.
این ی فقط یک حرف است و خردهگرفتن به دلیل رعایت نشدن آن شاید مهم به نظر نرسد. اما نقش مهمی در زبان دارد و جزئی از قواعد مهم آن است و جملات یک نوشته را کامل، زیبا و قاعدهمند میکند. ولی میبینم که از رسانهها- چه شنیدنی، چه دیدنی و نوشتاری- گرفته تا شاعر، متشاعر، شاعرچه، نویسنده، نویسندهچه، حرفپران، قلمپران، گزینهی شعری چاپکن، چندتا دفترشعردار، نطّاق، رئیس، معاون، مدیر خبر، مدیرمسوول مجله، ویراستار متن و بلاخره کسانی که با زبان و کلمه و حرفزدن و نوشتن و نگاشتن سروکار دارند، اکثریت شان این ی را رعایت نمیکنند. در نوشتهها، شعرها، اخبار رسانهها و حتی کسانی که سخن میزنند این را فقط با یک کسره ( ِ) و یا صرفاً با یک حرف ی نگاشتهاند و رعایت کردهاند بدینگونه:
سربازانی که = سر بازانِ که
مردی که = مردِ که
حرفهایی که = حرفهایِ که
نوشتههایی که = نوشتههایِ که
دولتی که = دولتِ که
نمایی از عکس = نمایِ از عکس
مردمی که = مردمِ که
خانهای که = خانهِ که
خبرهایی که = خبرهایِ که
و...
و جالب اینکه، وقتی اگر یکی از این ها مثلاً مردی که را با تلفظ درست بخوانی و در گفتار استفاده کنی، برایت گوشزد میکنند که ایرانی حرف نزن!!! عزیز دل، درست حرف زدن و درست نوشتن ربطی به ایران و ایرانیت ندارد آخر! این زبان صرفاً مختص ایران نیست! چرا باید با ایرانیگری و افغانیگری زبان را غلط و نادرست بهکار ببریم؟



دیدگاهها
هنوز دیدگاهی نیست، دیدگاه تان را بنویسید!
دیدگاهی و گپی اگر دارید، بنویسید.