Skip to content
Aref SaboorAREF SABOOR

مسلمان مسالمت‌آمیز کیست؟

عکس عارف صبور

عارف صبور

خوانشِ ۶ دقیقه‌ای۱۰ جوزا ۱۳۹۷از چیزهای دیگر · یادداشت‌ها و اندیشه‌ها
بپسندید!
یک کفِ بلند بزنید!
دیدگاه تان را بنویسید.
هم‌رسانی:
هم‌رسانی در اِکس
هم‌رسانی در لینکداِین
هم‌رسانی در تلگرام
هم‌رسانی در وَتسپ
هم‌رسانی در فیسبوک
لینک را کاپی کنید

چیزی که سخت خشونت‌بار است، کامل‌گرایی و برتری‌جویی و خود برتربینی است. هیچ پدیده‌ای کامل نیست! فلاسفه و بزرگان اسلامی نیز متفق هستند که جهان حادث است، در تغییر هست، و آنچه جهان در بر دارد نیز حادث است. هیچ‌چیزی پایا و ماندگار نیست که از حادث بودن مستثنا باشد. هر متغیری حادث است. زیرا حدوث عبارت است از به وجود آمدن چیزی که متغیر و متحول است و هیچ‌گاه ثبات و قرار ندارد و حالتی از آن مسبوق به عدم است. بنا بر این حادث بودن، در ذات تغییر نهفته است؛ زیرا هر حالتی از تغییر یک حدوث است و حالتی است که نبوده و به وجود آمده است، این هم معنای مسبوق به عدم بودن! پس هر تغییری حادث است، جهان در تغییر است و حادث است، و آنچه در روی زمین است نیز حادث است، انسان نیز حادث است چون بخشی از زمین است، قوانین انسانی نیز حادث است، حتی مذهب و دین حادث است به همین دلیل مفهوم اجتهاد را در دین راه داده‌اند تا بتوانند دین را با با زمان حال و ثانیه‌های گذران تطابق دهند و دلیل آیه‌های منسوخ شده‌ی قرآن نیز نشان از حادث بودن دین است!

جملات بالا را به این دلیل نوشتم تا درک آنچه در سطور بعدی می‌نویسم آسان گردد و خواننده دچار سوءتفاهم نشود. زنده‌گی در هند، مرا متحول ساخت. زنده‌گی و نوع زنده‌گی را دگرگونه یافتم. بردباری و تحمل و گذشت و پذیرش و آزادی را دیدم. محبت را دیدم، انسانیت را دیدم. برایم هرگز تنها تحصیل در دانشگاه مهم نبوده است. هرچند زیاد علاقمند تحصیلات کلیشه‌ای و خسته‌کن و انرژی‌کُش امروز نیستم. ولی جهانیان این قانون وقت‌تلف‌کُن را وضع کرده‌اند، تا چندین سال را وقف این تحصیلات کلیشه‌ای نکنی، ترا به عنوان عضو رسمی جامعه قبول ندارند. اما برای من تحصیل واقعی، تحصیل ارزش‌ها، فرهنگ‌‌ها، تاریخ، سفر، کشف و دریافت زیبایی‌های بشری، قدم‌زدن، دیدن، خواندن‌‌، شناخت خودی، شناخت جهان، رسیدن به عشق درونی، خود شدن، بهشت شدن، پذیرش، محبت و انسانیت است. شاید به دلیل همین انرژی‌هایی که در من بود مرا به هند کشاند. هند در حدود ۱۵۰۰ دین دارد و در حدود ۱۲۰۰ زبان و لهجه دارد. شما تصور کنید، جغرافیایی بدین عظمت و تفاوت، چگونه با باهمی و برابری و پذیرش و محبت گره‌خورده است! این از شگفتی‌های هند است. کسی به باور و عقیده و اندیشه‌هایت کاری ندارد. جغرافیایی هست که خود بودنات را پذیرفته است. سر برهنه و پا برهنه قدم برداری، کسی مزاحم‌ات نمی‌شود. مسلمان‌های هند نیز مسالمت‌آمیز و زیبایی‌شناس هستند. شما مراسم مذهبی اسلامی مسلمان‌های هند را با کشورهای اسلامی دیگر مقایسه کنید، هند زیباتر تجلیل می‌کند. از قوالی‌خوانی‌های صوفیانه و طریقت‌مآبانه گرفته تا نماز و مسجد و شکل و هیکل و قیافه‌ی اسلامی. خوشایند هستند، خشن و خونریز و شمشیرزن و روحیه‌کُش و دلسردکُن و منفی نیستند. وقتی شما از نظام‌الدین اولیا و قوالی‌خوان‌‌ها گذر کنید، به این زیبایی‌ای که من بدان رسیده‌ام، خواهید رسید. حتی ادیان دیگر، وقتی نیمه‌شب معبدها با صدای دلنواز آرتی با صدای فلوت کریشنا آغاز می‌شود و دل‌ها را می‌نوازد و خلوت شب را زیباتر می‌کند. سرزمین زیبایی‌ها و ساده‌گی‌ها و محبت است. از هند زیاد تعریف نمی‌کنم، اما دلم درد می‌کند، ما صرفاً یک دین داریم، جمهوری اسلامی هستیم، ادعای کاملیت و برتری‌جویی می‌کنیم، ادعای صلح می‌کنیم، از این‌جا گندیده‌ترین جغرافیا ساخته‌ایم. جهنم ساخته‌ایم، هند با ۱۵۰۰ دین همدلی و انسانیت و محبت را مقدم دانسته است، ما با یک دین تبدیل به سرطان زمین شده‌ایم. مساجد بوی‌ناک و عبادات ریایی و قیافه‌ها خشن و منفی‌ و روحیه‌کُش و خونریز هستند، تبلیغ‌ها و خطبه‌های مساجد پر از عقده‌های شخصی ملا و دکانداران دین شده است. از مساجد، به جز قبح و قباحت و تقبیح و سرکوبی و سرزنش و گفتار تکراری و فرمان قتل و کشتار و تکفیر چیزی دیگری وجود ندارد. به همین دلیل این دوبیتی‌ام را نوشته‌ام:

صدایِ عشق می‌آید ز معبد

ولی از مسجدِ ما فحش و دشنام

بُت آن‌جا صاحبِ شأن و شرف شد

در این‌جا خالق و مخلوق بدنام!

تا این‌جا، از هند مثال زدم. مسلمانان جهان، ترکیه را به دلیل پیشرفت‌هایش می‌ستایند. پیشرفت‌ها هرگز از برکت دین نیست، بلکه از برکت سیاست سکولار ترکیه است. اگر جمهوری اسلامی‌ می‌بود، هرگز ترکیه به ترکیه‌ی امروز نمی‌رسید. اما اسلام در هند به زیبایی شگفت‌انگیزی دست یافته است. بحث سیاسی نشود، چون هند نیز سیستم سکولار است. یکی از دلایل‌اش پذیریش تعدد ادیان است. مهم‌تر از همه، احترام به ادیان دیگر. مسلمان‌هند، به یک هندو احترام دارد، هندو نیز به مسلمان! بودایی، سیک، مسیحی، جینی، شیوایی، ویشنویی، برهمنی همه در کنار هم زنده‌گی می‌کنند. به عنوان یک مسلمان‌ واقعی و مسالمت‌آمیز، باید تاریخ همه ادیان را مطالعه کرد. خواهد یافت که همه ادیان وجه مشترک دارند، مسیحی با عیسی به خدا می‌رسد، مسلمان با محمد به خدا می‌رسد، هندو با کریشنا، بودایی نیز با بودا به خود می‌رسد. راه‌ها متفاوت هستند، منزل و مقصد یکی است.

من چرا عبارت مسلمان مسالمت‌آمیز را به کار بردم؟ چون اگر مسلمان امروز مسالمت‌آمیز نباشد، منفور جهان خواهد بود. مسلمان مسالمت‌آمیز، دین خود را کامل نمی‌گوید، چون کامل‌گرایی خشونت‌بار است، مسلمان مسالمت‌آمیز، عقاید مخالف خود را می‌پذیرد. مسلمان مسالمت‌آمیز، با آته‌ئیست‌ها نیز مسالمت‌آمیز است، مسلمان مسالمت‌آمیز از تاریخ ادیان دیگر نیز با خبر است، تاریخ ادیان می‌خواند تا در مورد ادیان دیگر قضاوت‌های ناآگاهانه و بی‌جا نکند، مسلمان مسالمت‌آمیز قبول می‌کند که انسانیت مقدم بر همه چیز است. مسلمان مسالمت‌آمیز کسی را به خاطر متفاوت بودن با باورهایش سرکوب نمی‌کند، از افراد ناباور متنفر نیست، مضر نیست، مسلمان مسالمت‌آمیز خشن و خشک و بی‌منطق و خشکه مسلمان و بدبو و متعفن نیست، مسلمان مسالمت‌آمیز زیبایی‌شناس است، مسلمان مسالمت‌آمیز باورهای ارثی‌اش را خود دوباره مرور می‌کند، خود را به چالش می‌کشد، خود را زیر سوال می‌برد، چرا به داشتن دین نیاز دارد می‌خواهد آگاه شود، چرا ذهن‌اش را باورمند کرده است می‌خواهد بداند، مسلمان مسالمت‌آمیز در برابر امور گذران آگاه است، مسلمان مسالمت‌آمیز از هندو متنفر نیست، از بودایی متنفر نیست، از سیک و مسیحی متنفر نیست، مسلمان مسالمت‌آمیز اصلاً حس تنفر ندارد، چون دینی که باور دارد، ادعا دارد دین محبت و صلح و سلامت است، پس مثل دین‌اش است! مسلمان مسالمت‌آمیز، همانطور که خود را مشروعیت داده‌است، آزادی دیگران را مشروعیت می‌دهد، افکار و عقاید دیگران را نیز مشروعیت می‌دهد، مسلمان مسالمت‌آمیز همانطور که خود آزادانه با باورهای دینی‌اش دوست دارد زنده‌گی کند، دیگران را نیز می‌گذارد زنده‌گی کند. مسلمان مسالمت‌آمیز هرگز مسواک چوبی خود را با کریم دندان ترجیح نمی‌دهد! مسلمان مسالمت‌آمیز فقط به پشم و ریش تمرکز نمی‌کند، مسلمان مسالمت‌آمیز، فقط به اصلاح خودش می‌پردازد. به دیگران غرضی ندارد، ما مسؤولیت اصلاح کسی را نداریم، همان‌طوری که دین اسلام هم این جمله‌ی بودا را قبول دارد که گفته است خود را بشناسی خدا شناخته‌ای! پس مسلمان مسالمت‌آمیز، مسؤول اصلاح کسی نیست، خودش را اصلاح کند کافیست! مسلمان مسالمت‌آمیز، خواهان رهبری جهان نیست، بلکه رهبر نفس خودش است! مسلمان مسالمت‌آمیز، بی‌ضرر است، خونریز‌، شمشیرکَش، بی‌تحمل، نابردبار نیست. تنها مسلمان مسالمت‌آمیز می‌تواند، در ردّه‌ی انسانیت قرار بگیرد! مسلمان وقتی مسالمت‌آمیز نباشد، مسلمان نیست، بلکه موجودی، خونخوار، گنده، متعفن، خودخواه، کوردل، کورذهن و گمراه است. چنانچه شیخ محود شبستری در گلشن راز می‌گوید:

مسلمان گر بدانستی که بُت چیست!

یقین کردی که دین در بُت پرستی ات!

بپسندید!
یک کفِ بلند بزنید!
دیدگاه تان را بنویسید.
هم‌رسانی:
هم‌رسانی در اِکس
هم‌رسانی در لینکداِین
هم‌رسانی در تلگرام
هم‌رسانی در وَتسپ
هم‌رسانی در فیسبوک
لینک را کاپی کنید

دیدگاه‌ها

هنوز دیدگاهی نیست، دیدگاه تان را بنویسید!

دیدگاهی و گپی اگر دارید، بنویسید.

نوشته‌های مشابه

بیشتر بخوانید...

اندیشه و عقیده

اندیشه فردی است و عقیده جمعی، برای همین اندیشمند کمتر داریم و معتقد بیشتر. و همین‌طور اندیشمند منفرد است و معتقد متحد! اندیشیدن و به‌کارگیری «مغز» کاری بسیار سخت است و عقیده همانند بستن چشم آسان است.…

بیشتر بخوانید...
بپسندید!
یک کفِ بلند بزنید!
دیدگاه تان را بنویسید.
هم‌رسانی